تبليغاتX
سرویس خبری ایدز درباره ایدز. هپاتیت و اعتیاد

درباره ایدز. هپاتیت و اعتیاد

 نزديک به دودهه است که هيولاي وحشتناک ايدز راه خود را به داخل ايران بازکرده و زن و مرد و پيرو جوان را در يک هراس زجرآور از ابتلاء ناگهاني قرارداده است ، اين در حالي است که بيشتر مردم در ايران چيز چنداني از ايدز نمي دانند.


بيماري ايدز نخستين بار در جهان در سال 1359 (1980 ميلادي) شناخته شد وتاقبل از آن هيچکس اطلاع درستي درباره اين بيماري نداشت، در همين سال در امريکا 4 مرد همجنس باز به عفونت هاي قارچي عجيب مبتلا شدند که باعث حيرت پزشکان شد.

دانشمندان امريکائي با بررسي وضعيت اين 4 نفر پس از 3 سال اعلام کردند که اين بيماري دراثر ورود ويروسي به نام "رنرو" در بدن توليد مي شود.

ازآنجا که ابتلا به اين بيماري در جهان با بيماري اين 4 همجنس باز آغاز شد، تصور عموم اين بود که ايدز بيماري مختص به همجنس بازان است، ولي تحقيقات بعدي نشان داد که هم همجنس بازان مذکور قبل از ابتلاء به بيماري مسافرتهائي به قاره افريقا داشته اند و در آنجا در اثر تماس با قبايلي که خون شامپانزه مي خوردند، به اين بيماري مبتلا شدند.

تا همين يک دهه قبل هيچکس درک درستي از علائم اين بيماري نداشت و فقط محدودي پزشک و متخصص آن هم فقط درحد چند احتمال مي دانستند جريان از چه قرار است و اين بلاي سياه اصلاً چيست.

نخستين بيمار ايدزي در ايران در سال 1366 شناسائي شد و به دنبال آن در گام نخست از آنجا که تصور مي شد ايدز بيماري مرتبط با روابط جنسي است، کاتولوگ هائي به مسافران ايراني در فرودگاه ها ارائه شد.

زماني که ايدز به ايران وارد شد تلقي هاي نادرستي از نحوه شيوع و انتقال آن نزدعامه وجود داشت. تامدتها مردم از سوزن ته گرد استفاده نمي کردند، با احتياط با هم دست مي دادند، از روبوسي اجتناب مي کردند و از استخر و رفتن به توالت هاي عمومي هراس داشتند.

زجري که از بيماري ايدز توصيف مي شد به مراتب وحشتناک تر از خود بيماري نمود يافته بود.

نبود اطلاعات کافي از اين بيماري، حدس و گمانهاي عجيبي را در بين مردم رواج داده بود. اوايل دهه 70 هجري شمسي در ايران را مي توان دهه هراس از مرضي ناشناخته اي به نام ايدز دانست، به خصوص که چند کارشناس در همان ايام عنوان کردند که تماس جنسي لجام گسيخته اصلي ترين عامل ابتلاء به ايدز است.

تا آن زمان معتادان به مواد مخدر و به خصوص تزريقي ها کمتر در مظان اتهام انتقال اين بيماري بودند و در زندانها و محافل بدنام، گرفتارشدگان در منجلاب مواد مخدر بي هيچ ترسي، از سرنگ مشترک براي تزريق مواد استفاده مي کردند.

با مشخص شدن برخي علايم بيماري از اوايل سال 1370، بيشتر مردم يک يا چند علامت بي اهميت را به سرعت جدي گرفته و خودرا تحت مراقب هاي پزشکي مستمر قرار دادند.

به عنوان مثال گفته مي شد که با ورود ويروس ايدز به بدن سيستم دفاعي و ايمني انسان به شدت آسيب پذير مي شود که سرما خوردگي و ابتلاء مداوم به بيماري يکي از شايع ترين علائم بود.

به مرور، کاهش وزن، اسهال، سرفه هاي پايدار، عفونت پوستي و تبخال به عنوان شايع ترين علايم ابتلا به ايدز مطرح شد که از اين رهگذر بيشترمردم با مشاهده تنها يکي از علائم مذکور به پزشک مراجعه مي کردند.

با افزايش آگاهي هاي متخصصان درباره نحوه ابتلا به اين بيماري روند آگاه سازي مردم از ايدز سيري مشخص تر يافت. تحولات اجتماعي نيمه دهه 70 به بعد و رشد ميزان طلاق و افزايش دختران و زنان خياباني در سالهاي نزديک به دهه 80 زنگ خطر را به صدا در آورد و درست در همين دوران بود که گفته شد ميزان ابتلا به بيماري ايدز در ايران رشد صعودي يافته است.

براساس اعلام هاي رسمي، تا سال 1383، تعداد 3800 بيمار ايدزي در ايران وجود داشت. اين در حالي بود که درسال 84 اين رقم به 1500 نفر کاهش يافت و کارشناسان دريافتند که با شروع توزيع سرنگ پاکيزه در زندانها از ابتداي سال 84 ميزان افراد مبتلا به ايدز کاهش چشمگيري يافته است. 

باشگاه جواني برنا/ اميررضا پرحلم
+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم آذر 1387ساعت 11:51  توسط HIV  | 

پزشکان آلمانی، ۲۰ ماه پیش با کاشتن مغز استخوان فردی دیگر در بدن یک آمریکایی مبتلا به ایدز، از ورود ویروس HIV به سیستم دفاعی بدن او جلوگیری کرده‌اند. آیا این آغاز یافتن شیوه‌ای برای درمان این بیماری کشنده است؟ ‌

 دانشمندان آلمانی موفق شده‌اند به کمک کاشت مغز استخوان در بدن یکی از مبتلایان به ویروس ناقل ایدز (ویروس HIV)، از پیش‌روی این بیماری جلوگیری کنند. این فرد ۴۲ ساله که به بیماری کم‌خونی نیز دچار است، یک آمریکایی است که از ۲۰ ماه پیش در بیمارستانی در برلین تحت نظر گروهی از پزشکان قرار دارد. این متخصصان با کاشتن سلول‌های اصلی مغز استخوان فردی دیگر در بدن این آمریکایی، ویروس HIV را در خون او از بین بردند. ویژگی سلول‌های کاشته شده، در این است که بافت عامل پذیرش این ویروس موسوم به CCR5، تغییرات و تبادلات شیمیایی خاص و بسیار نادری را نشان می‌دهد. این تغییرات ژنتیک سبب می‌شوند که ویروس ناقل بیماری ایدز، اصلاً وارد سیستم دفاعی بدن نشود یا به دشواری به این سیستم راه یابد. انسان‌هایی که دارای چنین ژن‌هایی هستند، از دچار شدن به بیماری ایدز در امانند.

شیوه‌ای جدید؟

 شیوه‌ی کاشت سلول مغز استخوان برای جلوگیری از پیش‌روی بیماری ایدز، شیوه‌ی جدیدی نیست. پزشکان متخصص در این زمینه، در سال‌های دهه‌ی نود قرن پیش، به یک‌سری از این آزمایش‌ها دست زدند و چون این تلاش نتیجه‌ی مطلوب به بار نیاورد، از پی‌گیری و گسترش آن چشم پوشیدند. این شیوه ولی از سه سال پیش، دوباره از سوی برخی از مراکز پژوهشی بررسی سیستم دفاعی بدن، توصیه و به آزمایش گذاشته‌ می‌شود.

پروفسور نوربرت بروکمایر (Norbert Brockmeyer) که سخن‌گوی گروه‌های کارشناسی HIV/AIDS کلینیک دانشگاهی در بوخوم است و سال‌ها درباره‌ی بیماری‌های ناشی از ضعف سیستم دفاعی بدن پژوهش کرده است، علت موفقیت همکاران برلینی خود را در دو عامل مهم می‌داند: دسترسی به سلول‌های اصلی مغز استخوان فردی سالم که مایل باشد آن‌ها را در اختیار بیمار بگذارد و وجود بافت عامل پذیرش این ویروس موسوم به CCR5 که به‌طور ژنتیک از ورود ویروس ناقل بیماری ایدز به سیستم دفاعی بدن جلوگیری می‌کند. او می‌گوید: «این ترکیب ژنتیک مانع ورود عامل بیماری به سلول‌های دفاعی می‌شود. ولی چنین ترکیب ژنتیکی‌ای، حداکثر در یک درصد جمعیت آلمان پیدا می‌شود. حالا اگر عامل دیگر را که پیدا کردن فردی باشد که سلول مغز استخوان خود را با این ترکیب در اختیار دیگران بگذارد، در نظر بگیریم، آن‌وقت این تعداد تنها به ۱۰۰ نفر می‌رسد.» نوربرت بروکمایر از این رو معتقد است که چنین شیوه‌ای شامل حال شمار زیادی از بیماران نمی‌شود. به‌ویژه آن که اثرات جنبی منفی کاشت سلول مغز استخوان نیز، مزید بر علت می‌شوند.

بهبودی حاصل نیست
نوربرت بروکمایر، بااین که حدود بیست ماه از عمل جراحی این فرد آمریکایی گذشته و هنوز ویروس HIV در خون او دیده نشده است، باز هم از بهبودی این بیمار سخن نمی‌گوید. او معتقد است: «مطمئناً این ویروس در بخش دیگری از بدن، مثلاً در غدد لنفاوی بیمار وجود دارد.» کارشناسان ثابت کرده‌اند که در حال حاضر امکان «تاراندن» ویروس ایدز از بدن بیمار مبتلا وجود ندارد.

بروکمایر اهمیت شیوه‌ی کاشت سلول مغز استخوان را در یافتن روش‌های جدید برای «زیر فشار قرار دادن» ویروس می‌داند. او می‌گوید: «باید واکنش سیستم دفاعی بدن بیمار را دقیقاً زیر نظر گرفت تا عواملی را یافت که سبب جلوگیری از پیش‌رفت ویروس در بدن می‌شوند. آن‌وقت می‌توان از چنین عواملی در موارد دیگر، مثلاً پیدا کردن ترکیب داروهای جدید، سود جست.»

علم پزشکی در این زمینه، پیش‌رفت‌های بسیاری داشته است: کسی که در اوایل دهه‌ی هشتاد به بیماری ایدز مبتلا می‌شد، حداکثر بیش از ۵ سال پس از ابتلا، نمی‌توانست زندگی ‌کند. اکنون بیمارانی که تازه به این ویروس آلوده شده‌‌اند،  تا سی سال پس از ابتلا عمر می‌کنند.

از رادیو دویچه وله المان

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم آذر 1387ساعت 11:19  توسط HIV  | 

بعضی از افراد فکر می کنند که شنا کردن در استخر و یا استفاده از حوله مشترک باعث انتقال ویروس می شود.در حالیکه تا کنون هیچ شاهد و مدرکی مبنی بر این روش انتقال مشاهده نشده است.سایر روشهایی که به صورت شایعه در بین مردم رواج یافته و گمان می شود که در انتقال ویروس موثر هستند ، عبارتند از:

1-    بوسیدن
2-    استفاده از ظرف غذای مشترک
3-    بستر خواب مشترک
4-    محل نشیمنگاه در توالت
5-    تلفن
6-    نیش پشه و یا سایر حشرات

باید گفت که تاکنون راجع به انتقال ویروس از این طرق هیچ مدرکی یافت نشده است. تماس های اتفاقی در محل کار، منزل و یا مکان های عمومی باعث انتقال ویروس ایدز نمی شود.
ویروس HIV از طریق روش های زیر ممکن است در افراد انتقال یابد.

1-    آمیزش جنسی بدون محافظ (آمیزش دو جنسی و یا تک جنسی، آمیزش مقعدی، واژنی و یا دهانی)
2-    انتقال خون آلوده
3-    استفاده از سرنگ مشترک برای تزریق داروی مخدر و یا هر دارویی که نیاز به تزریق داخل وریدی دارد(در صورتی که یک نفر آلوده باشد).
4-    موقعیت کاری و احتمال قرار گرفتن در معرض ویروس(کارمندان و کلیه پرسنل مراکز پزشکی و درمانی)
5-    تلقین کردن(آبستن کردن) مصنوعی با منی آلوده
6-    پیوند اعضا از اهدا کننده آلوده به ویروس
7-    زنان باردار و آلوده می توانند باعث انتقال ویروس به جنین در دوران باردای و یا طی شیردهی شوند.


روش های پیشگیری موثر
هم اکنون هیچ نوع واکسنی برای پیشگیری از ابتلا به ایدز وجود ندارد. بنابر این تنها روش پیشگیری ، اجتناب از انجام رفتارهای پر خطر است. کلا رعایت موارد زیر می تواند شانس ابتلا به بیماری را در حد قابل ملاحظه ای کاهش دهد.

1-    داشتن تنها یک شریک جنسی از جانب هر دو طرف و انجام تست HIV قبل از هر نوع آمیزش
2-    استفاده از کاندوم برای هر نوع آمیزش
3-     عدم استفاده از آمپول یا سرنگ مشترک برای تزریق هر نوع دارو
4-    در صورت داشتن شغل مرتبط با پزشکی و بیمارستان رعایت احتیاط همگانی لازم است.مثلا رعایت نکاتی برای جلوگیری از تماس با مایعات بدنی
5-    زنان لازم است قبل از بارداری تست HIV  بدهند. زنان باردار و مبتلا به ویروس نیازمند مراقبت های خاص قبل از زایمان هستند، تا به این ترتیب احتمال انتقال ویروس به جنین به حداقل برسد.
6-    اگر معتقد هستید که ممکن است به طرق مختلف و یا بر اساس شرایط خاص در معرض آلودگی قرار بگیرید، استفاده از داروهای خاص برای پیشگیری از انتقال عفونت مفید است. این داروها باید به سرعت و نه بیشتر از 72 ساعت (3 روز) بعد از قرار گرفتن در معرض عفونت استفاده شود.اگر تصور می کنید که ویروس به شما انتقال یافته سریعا به پزشک مراجعه کنید.
گروه ترجمه سلامت نیوز- مترجم: فاطمه زرمهر

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم آذر 1387ساعت 10:47  توسط HIV  | 

بارها از ایدز گفته ایم اما کمتر دیده و شنیده ایم که شرح این بیماری و آنچه که بر بیمار مبتلا به ایدز می گذرد را از زبان شخصی که خود مبتلا به این بیماری است، بشنویم، اما هنگامی که با پیمان آشنا شدیم این چیزها را از زبان او شنیدیم.


34 سالش بود سه سال پیش بر اثر یک غفلت از طریق سرنگ مشترک به ویروس HIV مبتلا شده بود . اما روحیه خوبی داشت و مثل همه آدمهایی دیگری که می دیدی حرف می زند می خندید و زندگی می کرد . وقتی از پیمان سوال کردم زمانی که متوجه بیماری خود شدی چه احساسی داشتی گفت :«فقط سه روز سرگردان بودم و در همان سه روز هم برای آخرین بار از مواد استفاده کردم»، نشانه های بیماری در ابتدا مثل یک سرما خوردگی شدید می ماند اما بدن او به علت مصرف شدید مواد این نشانه را بروز نمی داد.

خیلی جالب است او پس از ابتلا به  ایدز نه تنها در خود فرو نرفت و به مرگ تدریجی دچار نشد بلکه هم اعتیادش را ترک کرد و هم با پیوستن به انجمن ایدز ایران به فعالیت در زمینه  اطلاع رسانی و آگاهی بخشی به جامعه درباره HIV پرداخت. می گوید«با حضور در انجمن ایدز با افراد دیگری آشنا و دوست شدم که مثل خودم بودند و این باعث شد که دیگر احساس تنهایی نکنم و افسردگی ام برطرف شود.»

 

پیمان در طول این گفت و شنود بارها گفته بود آنچه که ما را رنج می دهد درد جسمانی و خود بیماری نیست بلکه طرز نگرش جامعه و مردم نسبت به این بیماری است که گاهی موجب می شود عوارض این بیماری در مبتلایان بیشتر نمود پیدا کند و رنجشان دهد. حتی خانواد ه اش که افراد تحصیل کرده هم بودند او را طرد کردند و مجبور شد تا با دل کندن از خانود ه اش به تهران بیاد و تنها زندگی کند . می گوید خواهرم حتی دم پایی که من پایم  می کردم را دور انداخت.

از پیمان راجع به واکنش مردم نسبت به بیماری اش می پرسم که او خاطره ای را برایم تعریف کرد:«روزی برای اصلاح موهایم به آرایشگاه رفتم و به آرایشگر گفتم که من مبتلا بهHIV هستم که ناگهان وی عصابی شد که چرا اینجا آمدی و کارم را انجام نداد لذا از آن پس خودم موهایم را اصلاح می کنم» انصافا هم خوب اصلاح کرده بود و در واقع یک مهارتی را آموخته بود به مطالعه و نقاشی علاقمند بود و در زمینه فلسفه و عرفان سرخ پوستی مطالعه می کرد می گفت« زندگی زنگ تفریح نیست و بهترین ها برای کسانی انتخاب می افتد که انتخاب خود را به خدا واگذارند . کاری که من در طول زندگی ام نکردم و حالا نتیجه اش را می بینم» او به بیماران مبتلا به ایدز توصیه می کند تا این اتفاق را فرصتی برای مبارزه با زندگی و پیروزی در آن ببیند.

پیمان اما از مسئولان نیز می خواهد تا کاندوم و سرنگ سالم در اختیار افرادی که رفتارهای پر خطر دارند قرار دهند و از دوستان خود نیز انتظار دارد تا با فعالیت در انجمن های ایدز به یاری جامعه بشتابند. او اگر چه به تقدیر الهی و امید به زندگی باور دارد اما در پایان تاکید می کند که عرض زندگی مهمتر از طول زندگی است.

سلامت نیوز

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آذر 1387ساعت 13:23  توسط HIV  | 

مطالب قدیمی‌تر