+ نوشته شده در دوشنبه دوم آبان 1390ساعت 23:18  توسط سعید کلانتری
|
نتايج يك تحقيق جديد نشان ميدهد كه سيگاريها نسبت به افراد غير سيگاري، ضريب هوشي كمتري دارند و هرچه فرد بيشتر سيگار بكشد، ضريب هوشي او كمتر ميشود.
اين تحقيق روي 20 هزار بازنشسته ارتش صورت گرفته است.
دكتر مارك ويزر در گفت وگو با خبرگزاري رويترز خاطرنشان كرد: مردان جواني كه در روز يك پاكت يا بيشتر سيگار ميكشند، ضريب هوشيشان 5/7 نمره كمتر از جوانان غير سيگاري است.
شرح اين پژوهش در مجله «اعتياد» منتشر شده است.
دكتر ويزر و دستيارانش چنين نتيجه گرفتهاند؛ براي نوجواناني كه ضريب هوشي پايينتري دارند، بايد برنامههاي پيشگيري از استعمال دخانيات در نظر گرفته شده و اجرا شود.
در مطالعات قبلي هم چنين مشخص شد؛ افراد مبتلا به مشكلات رواني و رفتاري نيز بيشتر به سيگار روي ميآوردند. البته در مطالعات دكتر ويزر هيچ يك از شركت كنندگان دچار مشكل بهداشت رواني نبودند، اما به گفته محققان؛ 28 درصد از آنها حداقل يك نخ سيگار در روز ميكشيدند و 68 درصد هرگز سيگار نكشيده بودند.
محققان دريافتند: نمرات تست هوش در سيگاريها به ميزان قابل توجهي پايينتر از افراد غيرسيگاري است.
ایسنا
+ نوشته شده در شنبه هشتم اسفند 1388ساعت 9:43  توسط سعید کلانتری
|
محققان آمريكايي ميگويند؛ ميزان موفقيت در ترك سيگار براي افرادي كه اختلالات رواني مختلفي دارند، متفاوت است.
محققان دانشكده طب و بهداشت عمومي دانشگاه ويسكونسين دريافتهاند؛ برخلاف سيگاريهايي كه مبتلا به اختلالات رواني نيستند، آن دسته از افراد سيگاري كه دچار يك اختلال اضطرابي هستند، پس از طي مراحل درمان براي ترك سيگار بعد از 6 ماه به ندرت ميتوانند سيگار را كنار بگذارند.
اين محققان، نوع اختلال رواني را كه فرد به آن مبتلا است با توانايي ترك سيگار در ارتباط ميدانند. براي مثال سيگاريهايي كه دچار يك اختلال اضطرابي هستند با سيگار يك پيوند احساسي قوي دارند. در حالي كه افرادي كه فقط به خاطر اصل سيگار كشيدن از آن استفاده ميكنند، بويژه تحت تاثير فاكتورهاي اجتماعي و محيط زيستي قرار دارند.
پژوهشگران ميگويند؛ اين يافته به متخصصاني كه براي ترك دادن سيگاريها تلاش ميكنند در كشف روشهاي بهتر و موثرتر براي درمان آنها كمك خواهد كرد.
نتايج اين پژوهش در مجله «روانشناسي مشاورهاي و باليني» منتشر شده است.
ایسنا
+ نوشته شده در شنبه هشتم اسفند 1388ساعت 9:42  توسط سعید کلانتری
|
محققان تاكيد كردند: قرصهاي اكس، حافظه پيچيده انسان را تخريب ميكنند.
يك تحقيق جديد در استراليا نشان داده است: افرادي كه قرص اكس مصرف ميكنند در انجام كارهايي كه نياز به حافظه پيچيده دارد، دچار مشكل و ناتواني ميشوند.
اين تحقيق با ارائه يافتههايي تازه كه مويد اظهارات و هشدارهاي قبلي است، نشان داد: قرص اكس بويژه به نواحي از مغز آسيب ميرساند كه مرتبط با حافظه هستند و هم چنين روي يادگيري نيز تاثيرات نامطلوبي برجاي ميگذارد.
دكتر جان براون و الينور مك كان روانشناسان دانشگاه ملي استراليا و دستيارانشان بررسي كردند كه چرا در برخي از آزمايشها، تاثير اين قرص روي حافظه نشان داده شده اما در برخي ديگر اين تاثير مشاهده نشده است.
اين محققان كه نتايج مطالعات خود را در نشريه آنلاين «سايكوفارماكولوژي» منتشر كردهاند، خاطرنشان كردند كه كليد اين تفاوت در پيچيدگي كارها است به اين معني كه افرادي كه قرص اكس استفاده كردهاند، بيش از تمام گروههاي ديگر در آزمايش در انجام كارهاي پيچيده كه نياز به حافظه قويتري دارند، بسيار ضعيف و ناتوانتر عمل ميكنند.
محققان دريافتند: هرچه كارها دشوارتر شود، توان مصرف كنندگان اكستازي در انجام آنها بدتر و ضعيفتر ميشود.
ایسنا
+ نوشته شده در شنبه هشتم اسفند 1388ساعت 9:41  توسط سعید کلانتری
|
روابط مثبت درمانی در مراکز درمان نگهدارنده با متادون ، در درمان افراد معتاد به مواد افیونی تاثیر چشمگیری دارد.
سه تن از پژوهشگران دانشگاه های علوم پزشکی کرمان و آزاد اسلامی واحد خوراسگان ، تجارب افراد معتاد را درباره درمان نگهدارنده با متادون بررسی کردند .
بر اساس این بررسی که مشروح آن در مجله دانشگاه علوم پزشکی کرمان منتشر شد ، مراجع محور بودن در مراکز درمان نگهدارنده با متادون، باعث روابط مثبت درمانی و پایبندی معتادان به ادامه درمان میشود.
این بررسی همچنین نشان می دهد، در برخی موارد احترام نگذاشتن به بیماران، از مهمترین موارد رابطه درمانی منفی است، از این رو ، برقراری رابطه نزدیک میان بیماران با مراکز درمانی و سهیم شدن آنان در امر درمان ، در بهبود اهداف درمانی مؤثر است.
پژوهشگران با توجه به این بررسی ، جلسات مشاوره فردی ، گروهی ، خانوادگی و شغلی هنگام درمان و دیگرآموزشها را در کنار درمان نگهدارنده متادون توصیه می کنند.
درمان نگهدارنده با متادون شکلی از درمان است که برای افراد وابسته به مواد افیونی استفاده میشود .
درک چگونگی تجارب هنگام درمان این افراد در ادامه درمان آنان اهمیت دارد و باعث فهم بهتر و عمیقتر از مفهوم درمان نگهدارنده با متادون می شود .
همچنین این تجارب در تجدید نظر در استانداردهای درمانگاههای متادون و بهبود کیفیت خدمترسانی نیز تاثیر بسزایی دارد
+ نوشته شده در شنبه هشتم اسفند 1388ساعت 9:41  توسط سعید کلانتری
|
ترك اعتياد و اصلاح سبک زندگي بيش از دارو در درمان افسردگي معتادان موثر است
اصلاح سبک زندگي و ترک اعتياد در درمان افسردگي ناشي از اعتياد موثرتر از درمان دارويي است.
دکتر آذرخش مکري عضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي تهران در حاشيه سمپوزيوم يکروزه اختلالات قطبي در معتادان در گفت وگو با خبرنگار بهداشت و درمان ايسنا منطقه علوم پزشکي تهران، اظهار داشت: بيماريهاي خلقي در افراد معتاد بسيار ديده ميشود که متأسفانه نگاه سادهانگارانه به اين مسئله از مهمترين مسائل در درمان آن است.
وي افزود: طبق آمار بيش از 70 درصد معتادان دچار افسردگي ميشوند. از اين رو ما با دو مسئله روبرو هستيم اعتياد و افسردگي که کيفيت و نحوه درمان هر يک متفاوت است، اعتياد با سم زدايي متادون و افسردگي با تجويز دارو درمان ميشود.
دکتر مکري ادامه داد: مسئله درمان افسردگي در معتادان به همين سادگي نيست؛ چرا که تجويز داروي ضد افسردگي بيمورد بوده و نه تنها کمکي به درمان نميکند بلکه به علت تداخلات دارويي، درمان اعتياد را نيز مختل ميکند.
وي افزود: در بسياري از موارد ممکن است فرد دچار افسردگي نشده باشد، بلکه به نوعي اختلال دو قطبي مبتلا باشد که در اصطلاح به آن طيف دو قطبي ميگويند که درمان آن با افسردگي متفاوت است؛ به نحوي که اصلاح سبک زندگي در آن نقش اصلي را دارد.
دکتر مکري خاطرنشان کرد: بسياري از افراد به ظاهر افسرده دچار بيمار افسردگي نيستند، بلکه سبک زندگي آنها مشکل دارد. از اين رو اصلاح زندگي مهمتر از درمان افسردگي است.
عضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي تهران تصريح کرد: پزشکاني که در زمينه ترک اعتياد فعاليت ميکنند بايد دقت داشته باشند، زماني که يک فرد معتاد با علائم افسردگي به آنها مراجعه ميکند، سريعا براي او دارو تجويز نکنند؛ زيرا مصرف دارو علاوه برعوارض، بهبود اين افراد را نيز به تاخير مياندازد.
وي در پايان خاطرنشان کرد: اگر پزشکان عمومي به حد كافي آموزش ديده باشند، ميتوانند افسردگي فرد معتاد را درمان کنند در غير اين صورت، بايد او را به روانپزشک متخصص ارجاع دهند.
+ نوشته شده در شنبه هشتم اسفند 1388ساعت 9:40  توسط سعید کلانتری
|
ميل و كششي كه در افراد موجب تحريک رواني شده و فرد را در معرض خطر اعتياد و مصرف مواد مخدر قرار مي دهد، در واقع با افزايش تركيب شيميايي موسوم به «دوپامين» در مغز ارتباط مستقيم دارد.
به گزارش سرويس بهداشت و درمان ايسنا، اصرار و تمايل فرد براي جستجوي تجربه هاي جديد و به طور کلي تحريک رواني در واقع يک خصوصيت و ويژگي فردي است که روانشناسان براي ساليان متمادي با آن آشنا بودند، اما تا کنون قادر نبودند منشأ اين اصرار را شناسايي کنند.
تحقيقات جديد كه از سوي گروهي از پژوهشگران دانشگاههاي کپنهاگ، آرهوس و توکيو انجام گرفته حاكيست اين تمايل زياد و اصرار ناشي از فعاليت هورمون دوپامين مغز است بدين معنا که اصرار براي جستجوي تجربههاي جديد و تحريک رواني در افرادي که هورمون دوپامين در مغز آنها فعالتر است، بيشتر مي باشد.
اين پژوهشگران خاطرنشان كردند: در آزمايشات معلوم شد افرادي که بيشترين اصرار و كشش را براي جستجوي تجربههاي عجيب و غريب از خود نشان مي دهند، دوپامين بيشتري در مغز خود دارند و از سوي ديگر مراکزي از مغز که در آنها دوپامين فعال است، در اين افراد بيشتر است.
شرح اين پژوهش در مجله دستاوردهاي آكادمي علوم آمريكا منتشر شده است.
+ نوشته شده در شنبه هشتم اسفند 1388ساعت 9:40  توسط سعید کلانتری
|